
آی فهمیده های طریقت جانبازی! غیرت های با شكوه خاك! زیباترین زخم های زمین!
بیائید می خواهیم، به جشن تولّد عاشورا برویم!
چشم های تیرخوردهء خود را برگیرید؛ دست های اُفتادگی خویش را بردارید؛ زیباترین زخم های ممكن را دربركنید؛ بیائید برویم.
یا ابا عبدالله! ای برادر زینب!
آن كه می خندد، هنوز، مَقْتَل غیرت تو را نشنیده است! آن روز ـ در آن بی آبی ـ تو مگر چه گفتی، كه تمام زالوها ـ به یكباره ـ بر سر خون تو، اتّفاق كردند؟!
بگذار برای این زیباترین زخم های كائنات بمیرم! شما را به خدا بس كنید! من هم می دانم كه برای "تولّد" مرثیه نمی خوانند...
امّا، "مرثیه جانبازی" شادمانْترین مرثیه جوانمردی است.آی چشم های تیرخورده قدری "نگاه" به من بدهید! ...
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:53  توسط اسماعيل جوادي
|
اربعین بیش از آنکه چهل منزل دلتنگی و و فراق و زجر و درد و اسارت و .... باشد، چهل منزل نور در برابر ظلماتی است که یزیدیان به پا کرده بودند.
اربعین احیاء است،
احیاء همه چیز، هر آنچه محمد (ص) آورده و علی (ع) پاسداری کرده و فاطمه (س) به پایش خون ریخته و محسن شهید و عمار و ابوذر و میثم و .... جانشان را برای آْن دادند، و حسنین (ع) با خون دل و صبر و درد و رنج غربت و .... حفظش کرده اند.
اربعین یعنی احیای نبوت و امامت و حتی شاید احیای توحید!
اربعین انتظار است.
اربعین عاشوراست.
اربعین تحکیم و استمرار شیعه است.
اربعین یک نقطه ای آرمانی است، که در عمل زینب (س) آنرا محقق و عینی نمود، نقطه عطفی در تمام تاریخ ...
اربعین همه تاریخ است، تاریخ تمام رنجها و مرارتهایی که آل الله برای احیاء دین و بقای آن کشیدند
******
اربعین شهادت
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام
و یاران وفادارش
که راه و رسم
آزادگی و مردانگی
را در دنیا ترسیم نمودند،
جهت مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:38  توسط اسماعيل جوادي
|
چهل روز از شور و حماسه حسینی در سرزمین كربلا میگذرد.
حقيقت، عريانتر و زلالتر از هميشه از افق خون سربرآورد.
******************
كربلا به بلوغ خويش رسيد و جوشش خون شهيد، خاشاك ستم را به بازى گرفت. خونى كه آن روز در غريبانهترين غروب، در گمنامترين زمين، در عطشناكترين لحظه بر خاك چكه كرد، در آوندهاى زمين جارى شد و رگهاى خاك را به جنبش و جوشش و رويش خواند.
چهل روز آسمان در سوگ قربانيان كربلا گريست و هستى، داغدار مظلوميتحسينعليه السلام شد.
چهل روز، ضرورت هميشه بلوغ است، مرز رسيدن به تكامل است و مگر ما سرما و گرما را به « چله » نمىشناسيم و مگر ميعادگاه موسى در خلوت طور، با چهل روز به كمال نرسيد.
اينك، چهل روز است كه هر سبزه مىرويد، هر گل مىشكفد، هر چشمه مىجوشد و حتى خورشيد در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است.
***جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد***
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 21:16  توسط اسماعيل جوادي
|
کربلا، اربعين حسيني، سال 1429به روايت قدمهاي ماه
پايان ماه صفر، پاي سفر قلبهايي را به اين حريم ولايت و ارادت، باز کرده که در ماه اسفند، مثل اسفندي در آتش اشک، سوختهاند. پس اگر عطري از اين سفرنامه به دل شما مينشيند، حديثش، همين گلابدان گريان سينههاي سرخ و سوگوار ماتم حسين است.
با چشمي از ابديت بايد گريست بر مصيبت آينههاي شکستهي عاشورا ولي من به جاي گريه، شبانهاي که به کربلا رسيدم، در چند قدمي گنبد خورشيدي اين دو برادر ـ يعني عباسِ بنِ آب با مرّوت و حسينِ آينهدار عصمت ـ ايستادم و سلامم را به آبروي ادب ايرانيان، شيرازهبندي کردم.
ـ حسين جان! من همولايتي مردمي هستم که ايستادن را به نام پدرت علي (ع)، ياد ميگيرند. با شير اشک عزاي تو، بزرگ ميشوند و يک روز به خودشان ميآيند که ميبينند
داغ عاشورا چقدر براي قلبشان سنگين و سهمگين است.

با پاي سر بايد آمد کنار اين شيربچهي حيدر که در هنگام ولادت، يکقدم عقبتر از حسين بود و گاه شهادت، يک گام جلوتر
حسينجان! من همرنگ خيابانهايي هستم که سالهاست معرکه گردان عزاي تو شدهاند بچه محل بسيجياني که مثل قمريان تشنه و زخم خورده، لابلاي خارزارها، جاماندهاند و آرزوي رسيدن به کربلا را، روي بال خود، گره زدهاند تا تو با دست شفاعت و شهادت، گره دنيا از بالشان، باز کني. يا حسين، عرفه مناجات تو، ملّاي دلسوخته روم را به ماهور محبت کشاند تا نغمه کجاييد اي شهيدان خدايي را زمزمه کند و سبکبالان عاشق از قفس تنها به سمت کربلا پرواز کنند ...
* * * * * * * * * * *
نزديک فرات، ديدن يک صحنه، پاي هزار صحيفه اشک را به چشمهايم، باز ميکند، علياصغر داوود آبادي ـ عکاس گروه اعزامي صدا و سيما ـ بيتوجه به عبور شگفتزدهي رهگذران، چفيهاش را از گردن، باز کرده و با موج موزون دستها و واگويههايش در آب فرات، به رقص درآورده:
ـ نوش جان! سيراب شو! به صاحب شهيدت، سلام برسان و بگو ما چه زود به کربلا رسيديم؛ راهي که هشت سال براي وصال به اين عروس جشنوارهي اندوه، پهلوانهاي معجزه و مبارزه، از درياي خون و خاک جنون گذشتند
* * * * * * * * * *
***جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد***

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 14:43  توسط اسماعيل جوادي
|

گاهي سكوت ، گوياتر ازتكلم و فرياد است ...
گاهي نبودن ، روشن ترين دليل حضور است...
گاهي بقاء و زندگي جاودانه را،
با خطي از حماسه و خون ، نقش مي زنند...
گاهي رداي سرخ شهادت، اين جامعه ي بلند خدايي يك آيه است ، آيه ي بودن...
آري ... در قلب نسل ها و زمان ها ، در پهنه ي زمين...
اينگونه زنده است سالار شهيدان...
و . ... كربلا ماندگار است ، چون حق پايدار است
محرم و عاشورا و اربعين، هميشه زنده است ،چون خون و حماسه در رگهاي غيرتمندان الهي، همواره جوشان است...
نهضت حسين (ع) در محرم سال 61 هجري، شفاي بيماري ها و اميد دل ها و فروغ انديشه ها گشت و به حركت ها جهت بخشيد و ...هنوز هم ،كربلاي حسين، درس آموز و راهنماست...
حسين (ع) پيامهاي شفابخشش را، همه ساله بر بالهاي سرخ شهادت مينويسد و پيك هاي رهايي را بر موج هاي محرم و عاشورا سوار مي كند
و در كلاس هاي كربلا، كه در همه جا هست ،بدون يك روز تعطيلي، به من و تو و به همه آنان كه به نجات انسان مي انديشند ،مي آموزد ...
حسين (ع) كه درود همه آزادگان بر او باد ،در حاكميت شوم يزيدي، طوفاني بنيان كن بپا كرد و نمايش ثبات سياسي يزيد را با فواره ي خونش، به سخره گرفت...
و اكنون، من و تو بايد پيام عاشورا و كربلا را با تمام وجود به ديگران منتقل نماييم
و قطعاً من و تو كه حسين و كربلا را داريم و شهادت را ميشناسيم و از عاشورا آگاهيم، اگر كوتاهي كنيم فردا مؤاخذه خواهيم شد ...
كه حسين (ع) اين آموزگار شهادت، كوچكترين كوتاهي نكرد...
پس بشتابيم كه:
***كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا***
+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 13:22  توسط اسماعيل جوادي
|